در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (1848–1896)، ایالات متحده آمریکا مراحل مهمی از رشد اقتصادی، سیاسی و گسترش ارضی خود را طی میکرد. این دوره تقریباً با سه دهه از قرن نوزدهم همزمان بود، و طی آن چند رئیسجمهور مهم بر آمریکا حکومت کردند که هر یک نقش ویژهای در شکلگیری آمریکا به عنوان یک قدرت نوظهور ایفا کردند. در این مطلب به بررسی اقدامات و سیاستهای مهم رؤسای جمهور آمریکا در زمان ناصرالدین شاه میپردازیم.
رؤسای جمهور آمریکا در زمان ناصرالدین شاه قاجار:
- زکری تیلور (1849–1850)
- میلار فیلمور (1850–1853)
- فرانکلین پیرس (1853–1857)
- جیمز بیوکنن (1857–1861)
- آبراهام لینکلن (1861–1865)
- اندرو جانسون (1865–1869)
- یولیسیز اس. گرانت (1869–1877)
- رادرفورد بی. هیز (1877–1881)
- جیمز گارفیلد (1881)
- چستر آرتور (1881–1885)
- گروور کلیولند (1885–1889)
- بنیامین هریسون (1889–1893)
- گروور کلیولند (دوره دوم: 1893–1897)
ویژگیهای کلیدی سیاستها و اقدامات آن دوران:
1. گسترش سرزمینی و مفهوم “سرنوشت محتوم” (Manifest Destiny)
در دهههای میانی قرن نوزدهم، سیاستمداران آمریکایی اعتقاد داشتند که آمریکا باید از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام گسترش یابد. این عقیده منجر به گسترش ارضی آمریکا، از جمله الحاق تگزاس، کالیفرنیا و خرید مناطقی از مکزیک شد. رؤسای جمهور این دوره، مانند پیرس و گرانت، بر توسعه جغرافیایی و اقتصادی کشور تمرکز داشتند.
2. جنگ داخلی آمریکا (1861–1865)
مهمترین رویداد این دوران، جنگ داخلی بود که در زمان ریاستجمهوری آبراهام لینکلن رخ داد. این جنگ بین ایالات شمالی (اتحادیه) و ایالات جنوبی (کنفدراسیون) بود و بر سر مسائلی چون بردهداری و حقوق ایالتها شکل گرفت. پیروزی لینکلن در این جنگ منجر به لغو بردهداری و آغاز عصر بازسازی شد.
3. لغو بردهداری
آبراهام لینکلن در سال 1863 «اعلامیه آزادی بردگان» را صادر کرد که بهطور رسمی آغازگر روند لغو بردهداری در آمریکا شد. این موضوع نقشی اساسی در شکلگیری هویت سیاسی و اجتماعی آمریکا ایفا کرد.
4. عصر بازسازی (Reconstruction Era)
پس از پایان جنگ داخلی، رؤسای جمهوری مانند اندرو جانسون و گرانت تلاش کردند تا ایالات جنوبی را دوباره در ساختار دولت فدرال ادغام کنند. این دوره با چالشهای بزرگی چون مقاومت در جنوب و ظهور گروههایی چون کو کلاکس کلان همراه بود.
5. صنعتیشدن و شکوفایی اقتصادی
در اواخر دوران ناصرالدین شاه، آمریکا به سرعت به سمت صنعتیشدن حرکت کرد. رؤسایی چون هیز، آرتور و هریسون از سیاستهایی حمایت کردند که به رشد راهآهن، تولید کارخانهای، و نظام بانکی کمک کردند. این روند موجب مهاجرت گسترده به آمریکا نیز شد.
6. اصلاحات سیاسی و کاهش فساد
رئیسجمهور چستر آرتور با وجود پیشینه سیاسی وابسته به ماشینهای حزبی، تلاشهایی برای اصلاحات خدمات دولتی انجام داد. قانون پندلتون (Pendleton Act) برای استخدام بر اساس شایستگی از نتایج این تلاشها بود.
7. سیاستهای تجاری و تعرفهها
در این دوره، موضوع تعرفهها یکی از مسائل اصلی سیاسی بود. کلیولند و هریسون دیدگاههای متفاوتی نسبت به تعرفهها داشتند. کلیولند به کاهش تعرفهها معتقد بود تا کالاهای خارجی ارزانتر وارد کشور شوند، اما هریسون از حمایتگرایی اقتصادی حمایت میکرد.
رابطه ایران و آمریکا در زمان ناصرالدین شاه

در این دوره، ارتباط مستقیم دیپلماتیک و اقتصادی میان ایران و آمریکا بسیار محدود بود. نخستین روابط رسمی در قالب امضای عهدنامه مودت و تجارت در سال 1856 بین دو کشور شکل گرفت. با این حال، به دلیل فاصله جغرافیایی و اولویتهای داخلی هر دو کشور، تعامل زیادی در سطح بالا وجود نداشت.
جدول مقایسهای رؤسای جمهور آمریکا در دوران ناصرالدین شاه قاجار
| نام رئیسجمهور | سالهای ریاست | رویداد/سیاست برجسته | تأثیر داخلی | سیاست خارجی | نکات جالب تکمیلی |
|---|---|---|---|---|---|
| زکری تیلور | 1849–1850 | سیاستهای محدود داخلی | تمرکز بر وحدت ایالتها | ضعیف | قهرمان جنگ مکزیک-آمریکا بود |
| میلارد فیلمور | 1850–1853 | تصویب قانون بندرگاه ژاپن | حفظ تعادل شمال-جنوب | افتتاح روابط با ژاپن | نخستین تماس رسمی با شرق آسیا |
| فرانکلین پیرس | 1853–1857 | سیاست گسترش ارضی | حمایت از جنوب | ضعیف | از حامیان بردهداری در سیاست بود |
| جیمز بیوکنن | 1857–1861 | بحران قبل از جنگ داخلی | ناتوان در حل بحران | ضعیف | بسیاری او را از ضعیفترین رؤسا میدانند |
| آبراهام لینکلن | 1861–1865 | جنگ داخلی و لغو بردهداری | اتحاد کشور، قانون 13 | فعال در حفظ اتحاد | ترور شد؛ از برجستهترین رؤسای آمریکا |
| اندرو جانسون | 1865–1869 | آغاز بازسازی | مخالفت با رادیکالها | منفعل | اولین رئیسجمهور مورد استیضاح در تاریخ آمریکا |
| یولیسیز گرانت | 1869–1877 | ادامه بازسازی، مبارزه با فساد | تقویت دولت فدرال | ضعیف | سابقه نظامی قوی داشت |
| رادرفورد هیز | 1877–1881 | پایان رسمی بازسازی | توسعه اقتصادی | محدود | با رأی کمیته ویژه انتخاب شد |
| جیمز گارفیلد | 1881 | آغاز اصلاحات خدمات دولتی | کوتاهمدت | – | ترور شد؛ دوره کوتاه داشت |
| چستر آرتور | 1881–1885 | قانون پندلتون و اصلاح خدمات | کاهش فساد | منفعل | برخلاف تصور، سیاستمداری عملگرا شد |
| گروور کلیولند | 1885–1889 | کاهش تعرفهها، مقابله با فساد | حمایت از دولت کوچک | انفعالی | دو دوره غیر متوالی رئیسجمهور شد |
| بنیامین هریسون | 1889–1893 | حمایتگرایی اقتصادی | افزایش تعرفهها | فعال در امریکای لاتین | نوه رئیسجمهور سابق بود |
| گروور کلیولند (دوره ۲) | 1893–1897 | مقابله با رکود اقتصادی | کنترل بحران اقتصادی | محدود | تنها رئیسجمهور با دو دوره غیر متوالی |
این دوره، نقطه عطفی در تاریخ ایالات متحده بود و بسیاری از اصول و ساختارهای مدرن سیاسی و اقتصادی آمریکا در همین زمان شکل گرفتند. همچنین آغاز ارتباطات اولیه میان ایران و آمریکا نیز در همین دوران رخ داد، که زمینهساز روابط پیچیدهتر در قرن بیستم شد.
نکات و مطالب تکمیلی:
- ورود آمریکا به عرصه جهانی هنوز محدود بود
در این دوران، ایالات متحده هنوز به یک قدرت امپریالیستی جهانی تبدیل نشده بود. برخلاف بریتانیا و فرانسه، آمریکا بیشتر درگیر مسائل داخلی و گسترش درونقارهای بود. مداخلات بینالمللی آمریکا در قرن بیستم شدت یافت. - عدم نقش فعال آمریکا در خاورمیانه
برخلاف قرن بیستم، آمریکا در قرن نوزدهم نقش جدی و فعالی در خاورمیانه، از جمله ایران، نداشت. روابط آمریکا با ایران در این دوران محدود به عهدنامههای مودت و معدود تبادلات فرهنگی یا پزشکی (مانند فعالیتهای میسیونرها و تأسیس مدارس توسط آمریکاییها) بود. - تأثیر انقلاب صنعتی دوم
در اواخر قرن نوزدهم، آمریکا به شدت تحت تأثیر موج دوم انقلاب صنعتی قرار گرفت؛ این موضوع باعث رشد شرکتهای بزرگ، توسعه خطوط راهآهن، بانکها و ظهور میلیاردرهایی چون راکفلر و کارنگی شد. این رشد باعث تغییر ساختار اجتماعی و طبقاتی آمریکا شد. - پیشرفت در آموزش و رسانهها
در این دوره، دسترسی به آموزش عمومی و انتشار روزنامهها در آمریکا افزایش یافت. این مسئله باعث رشد آگاهی عمومی و مشارکت سیاسی گستردهتر مردم در فرایندهای انتخاباتی شد. - قانون مهاجرت چین (Chinese Exclusion Act) در سال 1882
یکی از اولین قوانین مهم مهاجرتی آمریکا در این دوره تصویب شد که ورود مهاجران چینی را ممنوع کرد. این قانون نشانهای از نژادپرستی سازمانیافته و سیاستهای ملیگرایانه در حال شکلگیری بود. - تحول در ساختار حزبی
رقابت میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در این دوره تثبیت شد. هر دو حزب بارها در انتخابات پیروز شدند، اما دیدگاههایشان درباره اقتصاد، تعرفهها، اصلاحات سیاسی و دولت فدرال تفاوتهای اساسی داشت. - نقش زنان و اقلیتها
در این دوره زنان هنوز حق رأی نداشتند (حق رأی زنان در آمریکا تا 1920 به رسمیت شناخته نشد) و اقلیتهای نژادی و قومی، بهویژه سیاهپوستان، با تبعیض شدید روبهرو بودند.



